ناگفته های «آنا مراد»

http://uupload.ir/files/ksmf_17d30a28-df98-4687-bff8-b79be0eb65bb.jpg



نویسنده : مرتضوی روزنامه خراسان شمالی 27تیر96


http://uupload.ir/files/ae96_9fb2f7b6-d091-46fe-8f20-ca85a32940c4.jpg

شور را می شد در ضرباهنگ دوتارش حس کرد؛ شوری که تو را مجذوب می کند تا ساعت ها بنشینی و با لذت تمام نوای دلنشین دوتاری را بشنوی که سال هاست سینه به سینه و دست به دست چرخیده و اینک در پنجه های فردی شورانگیزی می کند که تنها آرزویش حفظ اصالت ها و فرهنگی است که سال ها همراه و همنوایش بوده است. «آنا مراد رستگاری» همان بخشی است که روزگاری با شادی و غم های مردمی همراه بود که حالا بی تفاوت از کنارش می گذرند؛ همان هایی که امروز محافلشان دیگر رنگی از اصالت ندارد و نغمه و ملودی هایشان را برخی از راه رسیدگان بیگانه با فرهنگ و هنر به یغما برده اند.
 حالا او درست برابر من نشسته و تاریخی را روایت می کند که نسل به نسل و پشت به پشت از «دولت مراد»، «صفر مراد» و «بایرام مراد» به او رسیده است.
 او از زمانی می گوید که با عنوان «اوغلان بخشی» یا همان بخشی کوچک در محافل و مجالس مختلف حضور می یافت تا این که در روایتگری و داستان سرایی  به تبحر رسید.
 او روزهایی را به یاد می آورد که در هر خانه ای  پوستری از او  به چشم می خورد و این اتفاق انگیزه اش را برای فعالیت در این عرصه دوچندان می کرد، اما امروز، روزگارش به گونه ای دیگر است و او چندان علاقه ای  به نواختن ندارد.
حالا مدتی است که  بیماری بخشی از میراث «آنا مراد» را به یغما برده و خودش می گوید کم‌کم مریضی، هوشم را تحت تاثیر قرار داد و دیگر از روایت هایی که روزگاری با آن ها هم نوا می شدم خبری نیست. می گوید  حاجی قولاق، سوناگل، کوراوغلی و غریب و شاه صنم تنها روایت هایی است که در حافظه اش جا خوش کرده است.«آنا مراد» با سادگی تمام از عشق و علاقه اش به هنری می گوید که امروز هیچ ارمغانی برایش ندارد. او از دو سال پیش که درجه یک هنری را به همت «شهرام ناظری» دریافت کرد و در رسانه ها بازتاب داشت برایمان می گوید و از این که سنگ اندازی های عده ای مانع شد تا شیرینی این درجه از هنر را بچشد. اما آن چه که بیش از همه خاطر او را مکدر کرده این است که بعد از این همه تلاش، مدیران پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی استان نه تنها تلاشی برای حفظ درجه هنری اش نکردند بلکه حتی به او و هنرش نیز افتخار نکردند.
 او می گوید: شاید اگر مدیریت پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی استان پی گیر دریافت درجه هنری اش می شد امروز از وضعیت بهتری برخوردار می بود  و  غبار سال ها رنج و بی مهری  از چهره اش زدوده می شد.
او می گوید: «شهرام ناظری» مرا باور داشت تا جایی که به من گفت که «خراسان باید به تو افتخار کند به خصوص اداره فرهنگ وارشاد اسلامی»؛ اما این گونه نشد.
حالا حرف های مسئولان فرهنگ و ارشاد اسلامی استان نه نور امید را در دل آنا مراد  روشن می کند  و نه آب پاکی را روی دستانش می ریزد؛ فقط به او می گویند سخت پی گیری می کنیم. 
چندی پیش مسئولان فرهنگ و ارشاد اسلامی گفتند درجه هنری حقوق و مزایایی ندارد، در حالی که «شهرام ناظری» که خود عضو شورای ارزشیابی بود، می گفت این گونه نیست.  اما با همه اما و اگرها «آنا مراد» درجه هنری اش را می خواهد و  نمی داند به کجا شکایت کند، آن هم  برای درجه ای که روی هواست؛ درجه ای که نه تنها نفعی برایش نداشته بلکه به اعتقاد  او،  او را کوچک کرده است.
اما «آنا مراد» بی مهری ها را تنها به مسئولان  و مردم ختم شده نمی داند و از بیگانگی با هنر موسیقی می گوید که گریبان خانواده اش را گرفته  تا جایی که حتی  فرزندش با روایت و داستان سرایی بیگانه است و نمی داند، این موسیقی، فرهنگ اوست و اگر موسیقی نباشد،  او وجود ندارد.  
حالا که روزگار تا این حد بی رحمانه بر او و هنرش می تازد، اما او با این همه درد باز هم  اوضاع را بهتر از گذشته می داند و خدا را شاکر است.
«آنا مراد» ۳۰ سالی می شود که با دستگاه های فرهنگی همکاری می کند و برایش مهم نیست چقدر دستمزد می گیرد و تقدیر می شود یا نه،  اما هر لحظه و هر جایی که آن ها  اراده کنند دوتار به دست می گیرد و می نوازد؛ می نوازد تا فرهنگی را حفظ کند که حالا او میراث دارش است.«آنا مراد» که حالا دارنده درجه ۳ هنری است روزهای روشن موسیقی را در گرو راه اندازی مکتبخانه موسیقی می داند تا فضا برای کودکان و نوجوانان علاقه مند فراهم شود.
حالا «آنا مراد» ۵۵ بهار را پشت سرگذاشته اما هنوز نتوانسته از بدیهی ترین امکانات برای یک هنرمند  هم چون  بیمه و مستمری بهره مند شود و آن چه که بیش از همه دلش را به درد می آورد بی مهری است؛  بی مهری است که  طاقت او را  طاق کرده ، اما  او آنقدر عاشق است که ما را میهمان دوتارش می کند  و دمی ناگفته هایش را می نوازد.



تاریخ : شنبه 27 خرداد 1396 | 04:28 ق.ظ | نویسنده : سیداحسان سیدی زاده | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.