سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

http://uupload.ir/files/iieb_photo_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B7-%DB%B0%DB%B4-%DB%B0%DB%B3_%DB%B1%DB%B8-%DB%B4%DB%B9-%DB%B5%DB%B3.jpg




شاید یکی از عوامل علاقه مند کردن افراد به  مطالعه ی کتاب ، برخورد خوب کتابداران می باشد .

کتاب خوان های دهه 40 و50 بجنورد ، از کتابدار کتاب خانه عمومی بجنورد به نام « پوران فیروزه ای » خاطرات خوشی دارند .

درذهن همه  انسانی متواضع ، خوش برخورد، مودب ، که علاوه برکتابداری کتاب شناس خوبی هم بود نقش بسته است .

برخورد شایسته و احترامتان  به بزرگترها وکودکان یکسان بود چرا؟

می گویند :«خوشبخت، کسى است که دوستان اهل کتاب دارد یا به کتاب‌هاى خوب دسترسی پیدا کرده است » بنابراین ، چون همه مراجعان ، علاقه مند به  کتاب بودند در زمره بهترین دوستانم قلمداد می شدند بنابراین احترام دوست واجب بود.

شما چهار دختر و تنها یک پسرداشتید که ایشان 5 سال پیش  در 25سالگی فوت کردند داغ بزرگی  بود تحملش سخت بود؟

خداوند همیشه آسمان صبر انسان ها را به وسعت دریای اندوهشان فر اهم می کند ، داغ بزرگی بود ، امانت عزیزی بود که به آستان الهی تقدیم شد . با تقدیر کاری نمی شود کرد .

ولی صبر یک کتابدار بیشتر ازدیگران است

همیشه  در آموزش های کتابداری این جمله تکرار می شد «کتابی که می‌خوانی، نباید به جای تو فکر کند، بلکه باید تو را به اندیشیدن وادارد» وشاید مطالعه زیاد کتاب در آن دوران مرا برای سختی های امروز صبورتر کرده  بود چرا که وقتی می اندیشیم متوجه می شویم بیماری، درد، مرگ و . . . چیزهای عادی وطبیعی زندگی است . تقدیر الهی است و به قول لسان الغیب حافظ :

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست  که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست

سال 80 بازنشسته شدید  و برای خیلی ها باور این که کتابداری مهربان وآگاه به علم کتابداری را ازدست داده بودند سخت بود درحال حاضر چه می کنید؟

این که لطف اهالی کتاب است اگر ارادتی به بنده دارند . درحال حاضر به شغل شریف خانه داری مشغولم  ومدت هاست خانه نشینم وکتاب خوانی کار دومم  که در دنیا لذتی که با لذت مطالعه برابری کند، وجود ندارد.

کتابداران باید کتاب خانه ای هم داشته باشند؟

 بله ،  اتاق بدون کتاب ، را میگن تن بدون روح  ،  البته قفسه هایش را بیشتر کتاب های دانشگاهی پرکرده .

چرا خانه نشین ؟

بیماری اسکلیوز ستون فقرات علت این خانه نشینی می باشد .

حقوق یک میلیون وششصد هزار تومنی از پس هزینه هایش برمی آید؟

با حقوق بازنشستگی ،  درد و بیماری  کنار آمده ام ولی سخت است این که مدت های زیادی در بستر بیماری باشی و حتی یک نفر از اداره کل کتابخانه ها به احوال پرسی ات نیاید .

ویژگی های یک کتابدار خوب چیست ؟

برخورد مودبانه ، کتاب خوان و کتاب شناس بودن ، داشتن توان راهنمایی درحد بالا برای معرفی کتاب به مراجعه کنندگان .

در مدت کتابداری شما کتابخانه عمومی بجنورد چندین مکان عوض کرد وبه اصطلاح خانه بدوشی زیاد کشیدید یادتون هست کجا ها بودید؟

ابتدا  در چهار راه امیریه بود بعد به ما بین میدان شهید و هفده شهریور انتقال پیدا کرد . چندسال بعد درحد فاصل خیابان امیریه وچهار راه مخابرات مستقر شدیم و درحال حاضرهم که جنب پارک شهر قرار دارد.

به جز زمان امتحانات وکنکور شلوغ ترین زمان مراجعه کی بود؟

پاییز و زمستان ، بهار کتاب خوانی بود . شب های بلند ، بهترین فرصت را برای مطالعه مردم فراهم می کرد.

شرایط عضویت هم خیلی ساده بود!

خوشبختانه هنوزهم شرایط ساده است ، دوقطعه عکس بود ومبلغ ناچیزی  به عنوان حق عضویت .

گاهی معرفی نامه هم می خواستید

معرفی نامه را دانش آموزان از مدارس می آوردند یا از کارمندان دولت خواسته می شد که هم تضمینی برای برگشت کتاب بود هم شامل تخفیف می شدند.

همیشه کتابخانه مراجعه کننده زیاد داشت ولی امروزه با افزایش جمعیت کمتر حضورآن جماعت را شاهدیم  . علتش ؟

همین طور که گفتید با محدودیت هایی که درزمینه  کتاب و امکانات بود ولی  کتابخانه خیلی زنده و  پر انرژی ،  استقبال مردم نیز بسیار عالی بود و از تمام اقشار پیر و جوان و‌کودک مراجعه کننده داشتیم . یکی ازعلل می تواند تکنولوژِی نو باشد . متاسفانه بسیاری  از جوانان ما حوصله کتاب خواندن را ندارند بیشتر اهل تلگرام ، اینستاگرام و... هستند.

البته جوان های زیادی هم هستند که ازطریق همین دنیای مجازی کتاب های صوتی والکترونیکی را تهیه ومی خوانند

بله این حسن تکنولوژی نوین را نمی توان نادیده گرفت . حتی با این روش  ، امروزه سیستم کتاب دهی ، ثبت کتاب هایی که امانت گرفته می شود ساده ترشده است . 

به عنوان یک کتابدار زیباترین عبارتی که در مورد کتاب شنیده اید بیان  کنید!

این جمله خیلی دل نشین بود :« مساله این نیست که خرید کتاب چقدر گران تمام می شود ، سئوال این است  که اگر کتاب نخوانی چقدر برایت گران تما م می شود!»

این جمله را هم از بزرگی نقل کرده اند که زیباست وحتما در حافظه دارید برای نابود کردن یک فرهنگ ... ادامه اش ؟

برای نابود کردن یک فرهنگ نیازی نیست کتاب ها را سوزاند کافی ست کاری کنید مردم آنها را نخوانند . . .

خاطره ای هم از آن روزها  تعریف کنید تا برسیم به سئوال پایانی 

سال 76 درحالی که سالن کتابخانه مملو از جمعیت بود زلزله شدیدی آمد درعرض چند ثانیه سالن خالی شد . حالت شوکی به من دست داده بود ولی درآن حال نگران بودم که کتاب ها ازقفسه نریزند .

دوست دارید آخرین سئوال چی باشه ؟ وجوابش را چه خواهید داد؟

آرزوی من به عنوان یک کتابدار بازنشسته چیست ؟ وپاسخم این که مردم ما هرگزفراموش نکنند اون شعر را که درمصرعی آمده «من یارمهربانم»

صبور باشید و پایدار  

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست  که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت اوست



  چاپ شده درهفته نامه سیاحت شرق 19تیر96

تاریخ : دوشنبه 19 تیر 1396 | 04:43 ق.ظ | نویسنده : سیداحسان سیدی زاده | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.