بازی مرموز «فرخ»

عباس غزالی: به نظرات هم احترام بگذاریم

مریم ضیغمی- روزنامه خراسان شمالی 11مرداد99
سال هاست که او را می شناسیم؛ از زمان بازی درخشانش در سریال «وضعیت سفید» که جزو موفق ترین آثار و نقش های کارنامه هنری اش محسوب می شود و با همین اثر پربیننده دیده شد. از دوران کودکی به دلیل علاقه اش به بازیگری و از دوران نوجوانی با بازی در تئاتر و خاک صحنه خوردن این حرفه را دنبال کرد. «عباس غزالی» خالق نقش های متفاوت و دوست داشتنی است؛ از بازی در سریال وضعیت سفید و مادرانه گرفته تا چرخ فلک، حانیه و رستگاران. این هنرمند اکنون با سریال شبانه «شاهرگ» در نقش «فرخ» یکی از شخصیت های اصلی قصه، بخش دیگری از توانایی هایش را به رخ کشید و این بهانه گفت و گوی مان با او شد.
 
 
شخصیت «فرخ» چه شاخص هایی داشت که توانست شما را جذب کند؟
 فرخ در فیلم نامه ای منسجم جایگاه بخصوصی در قصه داشت که مرا به شدت جذب کرد. تک تک نقش ها جذابیت های خاص خودشان را دارند اما فرخ برای من ویژگی بیشتری داشت یعنی پیچیده بودن کاراکتر، مرموز و شک برانگیز بودن او، عملکرد و کارکردش در قصه برایم مهم بود. سعی کردم این اتفاق و ویژگی ها را در بازی ام پررنگ کنم و این مشکوک و مرموز بودن را نشان دهم تا تماشاگر نتواند حدس بزند که این شخصیت این طرفی یا آن طرفی است و برای من خیلی مهم بود در بازی هوشمندانه و دقیق عمل کنم.
البته این به هنر بازیگری شما برمی‌گردد که بتوانید ویژگی هایی را که به آن ها اشاره کردید هنرمندانه به تصویر بکشید.
 خوشحالم از این که مخاطب با سریال «شاهرگ» و نقش فرخ ارتباط برقرار کرده است. برای من این که مخاطب اثر و نقش را دوست داشته باشد و ارتباط برقرار کند، بسیار حائز اهمیت است.
 یکی از دلایل گزیده کاری من این است که دوست دارم جواب مخاطب را بدهم و در اثری قرار گیرم که در شأن اوست.
شما متولد دهه 60 ، دهه ای  که اتفاقات سریال رخ داده هستید؛ وقتی متن به دست تان رسید برای تداعی آن مقطع و فضا سازی چه کردید؟
 قطعاً با مطالعه و جست و جو در اینترنت و دیدن عکس ها و شخصیت های مرتبط با آن مقطع، تعامل با کارگردان، نویسنده و تهیه کننده و مشاوره گرفتن از افرادی که در آن مقطع جوان بودند و از نگاه آن ها مهم بود که فضا و موقعیت آن دوران را شرح دهند به این شخصیت رسیدم. وقتی پای صحبت های آن ها می نشستم فضای ملتهب و بحرانی آن روزها را برای من شرح می دادند و ما در فیلم ها و قصه ها هم دیدیم  و خواندیم.
 در انتخاب های تان «متن» سهم بیشتری داشته یا «نقش»؟
مطمئناً شما می دانید که من برای انتخاب یک اثر چقدر دقت و وسواس به خرج می دهم. به عوامل مختلفی بستگی دارد که من اثر را بپذیرم. مطمئناً فیلم نامه، قصه و سوژه برای من در اولویت است و وقتی قصه منسجم باشد، حالا جایگاه شخصیت و مهره هایی که چیده می شوند، درون قصه، کیفیت نقش، تاثیرگذاری آن و این که چقدر جای کار دارد به یک اندازه برایم مهم است و البته عوامل پشت و جلوی دوربین برایم ارزشمند و همیشه مهم بودند. در پاسخ به سوال شما باید بگویم که متن و نقش به یک اندازه برایم اهمیت دارند و باید هر دو قوی، خوب، مهم و با کیفیت باشند چون اگر یک نقش خوب در یک فیلم نامه بد باشد آن نقش دیده نمی شود و اگر در فیلم نامه خوب هم نقش بدی باشد بازیگر نمی تواند کار کند.
برای بهتر ایفا کردن نقش فرخ تلاش کردید که متفاوت ظاهر شوید یا به آن روایتی که «جلال اشکذری» در فیلم نامه اش ارائه کرده بود، بسنده کردید؟
 با تهیه کننده، «محمدرضا شفیعی» در گذشته تجربه همکاری در سریال هایی همچون رستگاران، وضعیت سفید، مادرانه و تعداد زیادی تله فیلم خوب تلویزیونی را داشتم و کاملاً شفیعی را می شناسم. در سریال «حانیه» و فیلم سینمایی «دلبری» هم در خدمت اشکذری بودم و «شاهرگ» سومین همکاری ما بود و شناخت کافی از او داشتم. نویسنده سریال، کریم لک زاده، فیلم ساز نیز است و من در فیلم اولش «قیچی» بازی کرده بودم و شناخت کاملی از او داشتم و وقتی فیلم نامه و نقش خوب باشد آن را می پذیری و تمام انرژی ات را به کار می گیری که ویژگی هایی از نقش را به چیزی که روی کاغذ و در ذهن کارگردان است، اضافه و شخصیتی را خلق کنی که اول از همه برای مخاطب جذاب و تاثیرگذار است و با آن همذات پنداری می کند. 
در سریال «شاهرگ» بده بستان های تان با چند بازیگر نقش مقابل تان خوب درآمده است. چقدر بازیگر نقش مقابل برای شما اهمیت دارد؟
این یک اصل است که اگر بازیگر نقش مقابل من خوب باشد کار من بهتر و بیشتر دیده می شود و همچنین اگر من و او هر دو خوب عمل کنیم آن صحنه خوب درمی آید. اصولاً در بازیگری یاد گرفته ام در هر شرایطی کارم را به خوبی انجام دهم و خودم سعی می کنم آن موقعیت را باور   کنم. با آقایان مهدی پاکدل، مهدی سلوکی، عطا عمرانی و نیما رئیسی که در این سریال بیشتر از بقیه با آن ها بازی داشتم ارتباط خوبی برقرار کردم و حس دوستانه ای به وجود آمده بود، در صحنه بیشتر به یکدیگر پیشنهاد می دادیم و تمرین می کردیم و از کارمان لذت می بردیم.
شنیدم که بعد از وقفه ای چند ماهه فیلم برداری سریال در دوران شیوع ویروس کرونا انجام شد؛ به طور حتم کار برای شما که بدون رعایت پروتکل های بهداشتی باید جلوی دوربین بازی می کردید سخت بود.
 بسیار سخت بود به جهت این که قرار بود سریال در ماه مبارک رمضان روانه آنتن شود و آمار کرونا که بالا گرفت ما همچنان کار می کردیم. نظر مدیران شبکه و دوستان این بود که کار به پخش برسد. با استرس خیلی زیادی کار می کردیم تا این که رسماً وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما اعلام کردند که باید کارها تعطیل شود. کار برای پخش در ماه رمضان نرسید. البته بعد از 2 ماه وقفه، فیلم برداری از سر گرفته شد و در پیک دوم کرونا که به شدت بالا گرفت ادامه داشت و به تازگی به پایان رسیده است. البته پروتکل های بهداشتی را رعایت کردیم اما خیلی در معرض خطر بودیم چون عوامل پشت دوربین می توانستند از ماسک و دستکش استفاده کنند اما ما بازیگران جلوی دوربین نمی توانستیم و صحنه هایی داشتیم که با حضور 60 هنرور در کوچه های تنگ و باریک تهران فیلم برداری شد.
 زمان پخش سریال تان در فصل تابستان و دوران شیوع کرونا که مردم در خانه و نیازمند تماشای آثار کمدی هستند، مناسب است؟
پخش سریال در این فصل دست مدیران شبکه و تلویزیون بود ولی می دانم که دوستان در نظر داشتند سریال در فصلی دیگر روانه آنتن شود و حالا که پخش ماه رمضان را از دست داده اند فصلی روی آنتن برود که دیده شود. آغاز روایت قصه، از تابستان سال 60 به بعد بود و ما هم دوست داشتیم پخش سریال از همین فصل شروع شود. جا دارد از پرستاران و کادر پزشکی تشکر کنم. رسانه ملی در اخبار اعلام می کند که اگر کار ضروری ندارید در خانه بمانید  اما متاسفانه خیلی ها این بیماری را جدی نمی گیرند و همین موضوع سبب شده امروز وضعیت مرگ و میر بالا برود. آن هایی که در خانه نشسته اند دوست دارند اتفاقات خوبی در تلویزیون بیفتد که به نظرم برای آن ها سریال ما دیدنی است و آن را دوست دارند.
زنده یاد «سیروس گرجستانی» در سریال تان بازی داشت که متاسفانه این هنرمند عرصه طنز را از دست دادیم. همکاری تان با او چگونه بود؟
بازی زنده یاد «سیروس گرجستانی» و «فریده سپاه منصور» که نقش پدر و مادر «محمدعلی» را بازی می کردند به دلیل این که به روزهای سرد زمستان نرسد با برنامه ریزی در ابتدای زمستان تمام شد. اول صبح داشتم گریم می شدم که خبرنگار یکی از خبرگزاری ها با من تماس گرفت و این خبر را به من داد. هیچ کدام از ما تا آن زمان مطلع نبودیم و با شنیدن این خبر تلخ آن روزمان خیلی سخت و با ناراحتی پیش رفت.
در دوران شیوع کرونا فعالیت جامعه هنری همچون مشاغل دیگر تعطیل شد. آیا در این دوران پیشنهادهای کاری تان کم شد؟
خدا را شکر، خیر. اواسط ضبط سریال «شاهرگ» بود که پیشنهاد چند تئاتر و سریال و چند سناریوی سینمایی برایم ارسال شد که پرسیدم چه زمانی می خواهند کار کنند؟ گفتند که ان شاءا... با فروکش کردن کرونا فیلم برداری را آغاز می کنند اما به دلیل تداخل کاری نشد به خصوص در یکی از سریال ها که نقش و قصه را دوست داشتم به خاطر تداخل فیلم برداری نتوانستم بازی کنم. الان هم پیشنهادهایی دارم که در حال مطالعه آن ها هستم.
 

 



تاریخ : چهارشنبه 11 تیر 1399 | 03:48 ق.ظ | نویسنده : سیداحسان سیدی زاده | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات