جوانان اسیر شهرت بازیگری نشوند

jpgfile_19937_175917_636749766447787796.jpg


مریم ضیغمی- روزنامه خراسان شمالی 21مهر97
شاید برخی مخاطبان صدا و سیما وقتی اسم «منوچهر آذر» به میان بیاید یاد برنامه «صبح جمعه با شما» بیفتند  اما او «منوچهر آذری» است و گفت و گوی این شماره ما به  «منوچهر آذر» اختصاص دارد. «منوچهر آذر»  خوش مشرب و مهربان با نیم قرن تجربه است، همان هنرمند توانایی که با بازی خوبش در فیلم سینمایی «اخراجی ها» بین بینندگان مشهور شد. او متولد ۱۳۱۶، اهل نمین و دانش آموخته کارگردانی و بازیگری تئاتر است و می گوید که بزرگ شده گنبدکاووس است. مبارک، اخراجی‌های یک و 2 ، دلیران تنگستان، پسران مهتاب،  پر پرواز، دلباخته، شهر زنان، براده‌های خورشید، طالع سعد، دل و دشنه، کودکانی از آب و گل، راز خنجر، رخصت، آشپزباشی، شب دهم، پهلوانان نمی‌میرند، شب دهم، تفنگ سرپر، با من بمان و سر دلبران آثاری است که او به نقش های آن ها جان بخشید. به بهانه پخش سریال «بازی نقاب ها» با این هنرمند هم کلام شدیم.
 
سریال «بازی نقاب ها» با بازی تان روی آنتن است. چطور شد بازیگر این سریال شدید؟
فیلم سینمایی «راز خنجر» را حدود 23 سال پیش با «سیروس حسن پور» کار کردم. آقای حسن پور دستیار سوم بود و از آن جا با او آشنا شدم. حسن پور، فردی بسیار فعال، کاری و کنجکاو بود. وقتی متن سریال «بازی نقاب ها» را خواندم با کارگردان خیلی صحبت کردم. نویسنده تسلط زیادی روی قوم ترکمن نداشت و آن چنان بومی نبود اما قلم خیلی خوبی داشت. شناخت قوم ترکمن کار بسیار سختی است و اگر فردی بومی نباشد نگاهی است که از دور  به زندگی آن ها دارد و نمی تواند آن طوری که باید، باشد. البته حسن پور  و سید رحیم حسینی کارگردان دوم واقعا تلاش شان را در این سریال کردند اما برای این که می خواستند یک دست در بیاید، اجازه آن چنانی ندادند که در نقش ترکمنی که فارسی صحبت می کند ظاهر شوم چون می خواستند گویش یک دستی را داشته باشند.
وقتی نقش را به شما سپردند چه ویژگی هایی داشت که شما را از تهران با مسافت دور جذب کرد؟
به دلیل این که در گنبد بزرگ شدم خودم را جدا از ترکمن ها نمی دانم. چون آن جا زندگی کردم اعتقادم بر این است که دینی به گردن دارم و     این نقش را بازی کردم و می خواهم قوم ترکمن را آن طور که هست نشان بدهم.
چقدر این سریال توانست خصوصیات یک کار بومی را به درستی نشان دهد و ادای دین کند و بگوید تولیدات مردم شهرستان ها هم می تواند خوب باشد و روی آنتن سراسری برود؟
«حکیم بهرامی» کارشناس فرهنگی سریال شاگرد تئاتر من بود. من خیلی توصیه کردم چون متن را یک بومی ننوشته بود و اکثر بازیگران بومی نیستند، سعی کنید کارشناس و مشاور فرهنگی ترکمن را در کنار کار داشته باشید که هم حرکات و گویش ها را کنترل کند و هم دیالوگ ها را تا جایی که ممکن است تغییر بدهد. هر چند اجازه نداشتند خیلی دیالوگ ها را تغییر بدهند. البته کارگردان و دستیارش نهایت تلاش شان را کردند که متن را به ترکمنی نزدیک کنند و تا حدودی هم نزدیک کردند. پرداخت و ساخت بسیار عالی و صحنه ها بسیار بدیع و تازه است و جذابیت بصری دارد.
فیلم برداری در شهرستان چه تفاوتی به لحاظ امکانات و شرایط کار با تهران دارد؟
عوامل با آب و هوای آن جا سازگاری نداشتند و درجه حرارت بسیار بالا بود. چون بیشتر فضای خارجی و تابستان آن جا شرجی و بسیار داغ بود، وقتی وسط گندم زار و پیست اسب دوانی کار انجام می شد پر از مگس و خیلی داغ بود و حتی نفس کشیدن را سخت اما کار را لذت بخش تر می کرد. هر کاری که سخت تر باشد شیرین و گواراتر است. بچه ها  چون حرفه ای بودند سختی های زیادی را تحمل کردند و از کار لذت بردند و امکانات تصویربرداری خوب بود اما نمی توان با امکانات تهران مقایسه کرد چون حرکت دادن دوربین در فضای بیرون سخت است. حمل دوربین ها و جا به جایی و کاشتن آن ها در فضای باز سخت است و مجبور بودند بدوند و فضای بهتری را انتخاب کنند. بازیگران هم مجبور بودند جا به جا شوند و در هوای گرم خیس عرق می شدند. من زیرپوش زرشکی به تن داشتم و در گندم زاری ایستاده بودم و می خواستیم سکانسی را بگیریم وقتی برای دوش گرفتن به خانه برگشتم به دلیل زیاد عرق کردن و شوره زدن سفید شده بود.
چه شناختی از استان ما دارید؟
من به بجنورد آمده و تئاتر هم آورده ام. بجنورد شهر قشنگی است و مردم خوش اخلاقی دارد و در آن جا دوستان بسیار خوبی داشتم.
   شنیده ام جسته و گریخته تئاتر کار می کنید؟
سعی من بر این است که تئاتر را فراموش نکنم. دو دوره  برای جشنواره معلولان تئاتر بردم.
آیا بیمه هستید و بازنشستگی دارید؟
من معلم و کارمند آموزش و پرورش بودم و در فرهنگ و هنر هم کار می کردم و اکنون بازنشسته فرهنگ و هنر هستم. ای کاش آموزش و پرورش و معلمی را رها نمی کردم. کار کردن با بچه ها و انسان سازی کار بسیار لذت بخشی است و آموزش و پرورش را دوست داشتم ولی فکر می کنم هوس جوانی و مسئله شهرت طلبی بود که به سمت فرهنگ و هنر و بازیگری کشیده شدم.
اگر به گذشته برگردید آموزش و پرورش را به فرهنگ و هنر ترجیح می دهید؟
بله آموزش و پرورش را ترجیح می دهم اما کار تئاتر را در کنارش دنبال می کردم.
به شهرت طلبی اشاره کردید که عطشی است که برخی جوانان امروزی دارند. اگر جوانی به شما بگوید می خواهد بازیگر شود او را چگونه راهنمایی می کنید؟
پیشنهاد می کنم تحصیلات آکادمیک را بگذراند  و  اسیر شهرت طلبی نشود چون شهرت در حاشیه گریبانش را خواهد گرفت. وقتی خودش را در سینما یا تئاتر باور داشته باشد مسلما مردم هم او را باور خواهند داشت و شهرت به دنبال آن خواهد آمد ولی اگر اسیر شهرت شود خیلی بد است. باید بی توجه به شهرت کار فرهنگی خودش را که خدمت به مردم است انجام دهد.


jpgfile_19937_175917_636749766445917694.jpg


تاریخ : شنبه 21 مهر 1397 | 04:38 ق.ظ | نویسنده : سیداحسان سیدی زاده | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.