اکبو گانر

http://uupload.ir/files/p5ze_img_7242.jpg





اکبو گانر که بود؟

مردی درشت اندام و هیکل که نامش اکبر بود و بخاطر زور زیاد و قدرت بدنی اش گاو نر لقب گرفته بود و بصورت خلاصه اکبو گانر می گفتند که عمر را از هشتاد گذراند و تا نزدیکی های 90 رسیده بدون آنکه بداند بیماری یعنی چه یا قند خون کیلویی چند؟ فشار خون به چه میگویند یا چربی خون لیتری چند؟! سواد خواندن و نوشتنش در حد صفر بود و اطلاعات غذایی اش منفی صفر! در صرف کردن فعل ''خوردن'' اول شخص مفرد بود، بجای اینکه بگوید: خوردم، خوردی، خورد.. می گفت: خوردم، خوردم،خوردم!
پایش به هیچ بیمارستان و درمانگاهی نرسید الا برای ملاقات دیگر بیماران.
معروف است در عنفوان جوانی و موسم درو، آذوقه 7 نفر اوراقچی (دروگر) را بار خورجین الاغی می کنند و به اکبر می دهند که به اوراقچی ها برساند. در بین راه تا رسیدن به صحرا، اکبر مرتب از توی خورجین نان و دوراق در آورده و می خورد و تا به مقصد می رسد دستش به ته خورجین خورده و می بیند آذوقه 7 نفر را خورده است! اوراقچی های خسته و گرسنه از درو با اشتهایی وصف ناپذیر زیر سایه دولانه(درخت زالزالک) می نشینند تا شکم از عزا درآورند. به ناگه اکبر می گوید:
''چئرَی لَه یوخدِه'' (نان ها نیست)
اوراقچی ها که از وصف خوراک و رفتار خوراکی وی آگاه بودند بر سر اکبر ریخته و او را زیر مشت و لگد خود می گیرند که اکبر با همان حالتی که کتک می خورد می گوید:
''حَیف آجَم، اگرنه بیلیَم سِئزه نَم اِئدِم!''
(حیف گرسنه ام وگرنه می دانم چکارتان کنم!)

- اسم مستعار است.
آقای علی اکبررحمانی
.


تاریخ : چهارشنبه 23 خرداد 1397 | 05:12 ق.ظ | نویسنده : سیداحسان سیدی زاده | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.