بوی شراب شاد سناباد می‌دهد

مشهد؛ دیدنی ترین شهر ایران


جواداسلامی:

من طبیبی سراغ دارم که ، پول دارو دوا نمی خواهد

در ازای شفا از این مردم ، جز دلی مبتلا نمی خواهد

هر که دل را دخیل او سازد ، کاسه بر دیگران نمی یازد

با چنین خُم کسی گشایش از دیگ مهمانسـرا نمی خواهد

بی پناه و غریب هم باشی ، در لطف و عنایت اش باز است

احتیاجی به وقت قبلی نیست ، واسطه ، آشنا نمی خواهد

چه نمک دارد این لب گندم که کبوتر به سجده می بوسد ؟

هر که طوقی او شود قفسی جز ضریح از رضا نمی خواهد

آفتابی چنانکه می دانی ، در پس سیم و زر نمی گنجد

بین این گیر و دار بی سقفی ، گنبدی از طلا نمی خواهد

چیست در این زمین که فوّاره ، نیمه ی راه آسمان برگشت ؟

آب هم چون کبوتر اوجش را جز در این خاک پا نمی خواهد

دوش در دوش آب و آیینه زائر ساحت زلالش باش

کعبه ی مستی و تهیدستی ، سعی را بی صفا نمی خواهد

*

نماشم . مرتضی امیری اسفندقه :

این کولی از کجاست که طنبور می‌زند؟

در کوچه باغ‌های نشابور می‌زند

یا رب چه دختری، چه نگاه برهنه‌ای

راه مرا نیامده از دور می‌زند

بوی شراب شاد سناباد می‌دهد

چشمش به ناز طعنه به انگور می‌زند

یک پلک هم زدن مژه‌های بلند او

ماهی سیاه چشم مرا تور می‌زند

این گونه‌ام نگاه مکن خیره روبرو

خورشید من! که چشم مرا نور می‌زند

دارد سری بلندتر از ارتفاع دار

منصوره‌ای که طعنه به منصور می‌زند

چشمم به راه توست سر کوچه هر غروب

برگرد دخترک که دلم شور می‌زند


×××

بغض سنگین مرا دیوار می فهمد فقط
جنگجویی خسته از پیکار می فهمد فقط
زندگی بعداز تورا آن بی گناهی که تنش
نیمه جان ماندست روی دار میفهمد فقط
سعی کردم بهترین باشم... نشد، درد مرا
غنچه ای پژمرده در گلزار می فهمد فقط
غیر لیلا رنج مجنون را نمی فهمد کسی
آنچه آمد بر سرم را یار می فهمد فقط
ای گلم هرکس که محوت شد مرا تحقیر کرد
حس عاشق بودنم را خار می فهمد فقط
حرف بسیار اما هیچکس همدرد نیست
جای خالی تورا سیگار می فهمد فقط
حرف دکترها قبول آرام میگیرم ولی
حرف یک بیمار را بیمار میفهمد فقط
تنشه ی یک لحظه دیدار تو ام...حال مرا
روزه داری لحظه ی افطار می فهمد فقط



مهدی نور قربانی


تاریخ : شنبه 4 فروردین 1397 | 08:46 ب.ظ | نویسنده : سیداحسان سیدی زاده | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.