ازکتاب هایی که دیروزخوانده ام (490)

http://uupload.ir/files/f6uu_img_1716.jpg



رنگ های پشت در. سیدحبیب نظاری

*

ولی من لایق این غم نبودم

دچاربارشی نم نم نبودم

پرستوهابه رفتن دل سپردند

به قدیک پرستوهم نبودم

*

غریب وتشنه وتنها،دلم بود

تمام عمرباسقا ، دلم بود

دوبیتی دردوبیتی  نوحه خواندم

غمی ام البنینی بادلم بود

*

برادرتشنه  زینب تشنه تربود

دل سجادازتب  تشنه تربود

رهاکردآب را هرچندآن روز

علمدارازهمه لب تشنه تربود

*

مسافر تشنه وبی تاب وخسته

کناردست های خودنشسته

درآغوش برادرخواندآن روز

نمازبی قنوتش راشکسته

*

تواحساس مرادریاب  ای رود

لبم راترنکن ازآب ای رود

توکه دستی نداری تابیفتد

به سوی خیمه هابشتاب  ای رود

*

چقدراین روزها فنجان قهوه

تمام عمربافنجان قهوه

یکی ازاین سه خواهدماندبامن

«دوبیتی»یا«تو»یا«فنجان قهوه»

*

به غم عرض ارادت کرده بودیم

به بوی عشق عادت کرده بودیم

دوشاخه نسترن بودیم ویک عمر

به گلدانی قناعت کرده بودیم

*

به یک عشق معمایی قسم خورد

به رازیک شکیبایی قسم خورد

خدا«والعصر»گفت وازسرشوق

به آن روزی که می آیی قسم خورد

*

کجایی  فرصت جان های عاشق ؟

بهارسبزگلدان های عاشق

بیاتادرکویرمابپیچید

صدای پای باران های عاشق

*

دعاکن هرگلی پرپر نمیرد

کسی باچشم های ترنمیرد

دوباره جمعه ای ردشددعاکن

دلم تاجمعه ی دگیرنمیرد

*

اگرچه زخم طاقت سوزخوردیم

غم دیروز راامروزخوردیم

ببخش ای خوب اگردرغیبت تو

من ودل نان به نرخ روزخوردیم

*

مبادا باد پاییزی بیاید

دوباره فصل بی چیزی بیاید

تمام شعرمولانا فدایت

دعاکن شمس تبریزی بیاید.



تاریخ : شنبه 7 بهمن 1396 | 05:04 ق.ظ | نویسنده : سیداحسان سیدی زاده | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.