لذت شعر
http://uupload.ir/files/v8ac_c6b0ffed-3c96-4f04-a1cb-508c03d73773.jpg


 


صبح است
صبح خیلی زود
و بیدار شده ام
تا دوست داشتنت را
زودتر از روزهای قبل
شروع کنم

لیلا کردبچه


به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم
نان را تو ببر
که راهت بلند است
و طاقتت کوتاه!
نمک را بگذار برای من!
می خواهم
این زخم
تا همیشه تازه بماند!

 شمس لنگرودی


این جا چه کنم ؟ از که بگیرم خبرت را؟
از دست تو و ناز تو فریاد ، کجایی؟
دانم که مرا بی خبری می کشد آخر
دیوانه شدم خانه ات آباد ، کجایی؟
پریناز جهانگیر


  شاعری که نشانی ات را نداشت

شعرهایش را
به پیراهن باد سنجاق کرده است
کاش امشب
پنجره اتاقت
باز مانده باشد!

بهرام محمودی

هر یک به شکلی از تو مرا دور می کنند
نفرین به دوستان تو و دشمنان من
هر وعده، پشت پنجره... اندوه ناشتا
چون قرص ماه حل شده در استکان من
علیرضا بدیع


 

وقتی همه جا از غزل من سخنی هست
یعنی همه جا تو، همه جا تو، همه جا تو
تا شرح دهـــــم، از همه خلق چرا تو؟
پاسخ بده ازاین هــــمه مخلوق چرا من؟
محمدعلی بهمنی


 

انگشتت را
هرجای نقشه خواستی ، بگذار
فرقی نمی کند ...
تنهایی من
عمیق ترین جای جهان است
و انگشتان تو
هیچ وقت
به عمق فاجعه
پی نخواهند برد ...
لیلا کردبچه



 

 چشم باز می کنم
تو نیستی
این تلخ ترین
حادثه هر روزِ من است...
هانیه قاسمیان



ماجرای من و تو، باور باورها نیست
ماجرایی است که در حافظه‌ی دنیا نیست

نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم
ذات عشقیم که در آینه‌ ها پیدا نیست

تو گمی درمن و من درتو گمم، باورکن
جز در این شعر نشان و اثری از ما نیست

شب که آرام‌تر از پلک تو را می‌بندم
با دلم طاقت دیدار تو، تافردا نیست

من و تو ساحل و دریای همیم، اما نه!
ساحل این قدر که در فاصله با دریا نیست...

| محمدعلی بهمنی |

ز عجز تکیه به دیوار آه خود کردیم
شکسته حالی خود را پناه خود کردیم
به روی هر چه گشودیم چشم ، غیر از دوست
به جان او که ستم بر نگاه خود کردیم
محمد قهرمان

نروید آی ! به چشمان شما محتاجم

تک و تنها نگذارید مرا محتاجم
اگر از چشم شما دور شوم می‌میرم
مثل هر آدم خاکی، به هوا محتاجم
نجمه زارع


بی سبب درد که هم قافیه با مرد نشد
آدم بی غم و بی درد، دگر آدم نیست
تو نبین ساکت و آرام نشستم کنجی
حرف نا گفته زیاد است ولی محرم نیست
سید تقی سیدی


‌صدایت
قوی ترین اسلحه دنیاست ...
همین که می‌گویی
"دوستت‌دارم"...
همه دلهره‌های جهان می‌میرند ...


حسنا میرصنم

وز شوقِ این محال
که دستم به دست توست
من جای راه رفتن
پرواز می کنم

فریدون مشیری
***
به اخمت خستگی در می رود ، لبخند لازم نیست
کنار سینی چای تو اصلا قند لازم نیست
همیشـه دوستت دارم ـ به جان مادرم ـ اما
تو از بس ساده ای ، خوش باوری ، سوگند لازم نیست

بهمن صباغ زاده

دلم شکسته و اوضاع درهمی دارد
و سال هاست برای خودش غمی دارد
تو در کنار خودت نیستی نمی دانی
که در کنار تو بودن چه عالمی دارد
فرامرز عامری
***

من از تمام آسمان یک باران را میخواهم
از تمام زمین یک خیابان را
و از تمام تو،
یک دست که قفل شود در دست من . .

 

__________________________

 

بُگذار همه كه به خواب رفتند
آرام آرام
روى پنجه هاى پایت
بیا و كنارم بنشین،تا یك دلِ سیر تماشایت كنم…
مَردمند دیگر
حرف در مى آورند…
لطفاً كمى دیرتر بخواب…

 

__________________________




تاریخ : جمعه 1 دی 1396 | 11:46 ب.ظ | نویسنده : سیداحسان سیدی زاده | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.